مرتضى راوندى
31
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
شده بود و مسئوليت سود و زيان اعمالش به خودش تعلق داشت . كوشش فردى بود كه مىتوانست وى را كامياب كند و به استقلال اقتصادى برساند . آنچه همه در برابرش يكسان نيستند پول بود ؛ و قدرت پول از اصلونسب و طبقه مىگذشت . اين بود وضع جامعهء اروپايى در قرون وسطى . » « 1 » وضع طبقات مختلف بعد از اسلام در ايران قبل از اسلام ، حدود و مقررات طبقاتى بشدت حكومت مىكرد ، انتقال طبقات و تغيير موقعيت اجتماعى و اقتصادى افراد جامعه تقريبا محال بود . اردشير بابكان در وصيتنامهء خود تأكيد كرده بود كه مقام و موقعيت هريك از طبقات را ثابت و پابرجا نگاهدارند : « بترسيد از سرى كه دم گشته يا از دمى كه سرگشته . » « 2 » اين حدود و قيود با نهضت مزدكى و قيام مردم در عصر قباد ، اندكى سستى گرفت . ولى با روى كار آمدن انوشيروان و كشتار بيرحمانهء وى از مزدكيان ، بار ديگر وضع سابق تجديد گرديد . در اواخر حكومت ساسانيان ، بيش از هر موقع ، آثار ظلم و تبعيض و اختلاف طبقاتى در بين ملل تابع امپراتورى ساسانى به چشم مىخورد . با پيدايش نهضت اسلامى و انتشار شعارهاى بشردوستانهء آن ، مردم اميدوار بودند كه اسلام به حمايت طبقات محروم برخيزد و به اختلاف عظيم طبقاتى و حدود و قيود پيشين پايان بخشد ، ولى اين آرزو كاملا عملى نشد بلكه 30 سال پس از رحلت پيشواى اسلام و سپرى شدن عصر خلفاى راشدين ، روش آزادمنشانهء آنان راه فراموشى سپرد ، و چون حزب و جمعيت متشكل و مؤمنى براى رهبرى مردم وجود نداشت و مردم نيز رشد كافى نداشتند ، زمام كارها به دست كسانى افتاد كه ظاهرا دعوى مسلمانى مىكردند ولى عملا به هيچيك از تعاليم اسلام و سنن خلفاى راشدين عمل نمىكردند . به همين جهت ، ديرى نگذشت كه بار ديگر در شبه جزيرهء عربستان و كشورهاى تابع خلفا ، آثار اختلاف طبقاتى ظاهر شد . ناگفته نگذاريم كه در صدر اسلام نيز در محيط جزيرة العرب ، اختلاف طبقاتى و عدم هماهنگى در سطح معيشت وجود داشت ؛ چنان كه يكبار عمر بر زنى گذشت كه كودكانش از گرسنگى مىگريستند و مادر براى آرام كردن آنها آب را در ديگ ريخته بود و مىجوشاند تا آنان را به اميد غذا از گريه و بيتابى بازدارد ، عمر متأسف شد و اندكى آرد به او ارزانى داشت . در همين ايام ، در عالم اسلام ، كسانى بودند كه از بركت غارت كشورهاى همجوار ، پول كلانى گرد آورده بودند و زرهاى خود را با تبر مىشكستند . « 3 » اعراب پس از آنكه ، در پناه اسلام ، به فتح كشورهاى غنى و وسيعى توفيق يافتند
--> ( 1 ) . گريز از آزادى ، ترجمهء عزت اللّه فولادوند ، ص 74 - 52 ( به تناوب و اختصار ) . ( 2 ) . نامهء تنسر ، پيشين ، ( ملحقات ) ص 59 . ( 3 ) . دكتر على الوردى ، نقش وعاظ در اسلام ، ترجمهء محمد على خليلى ، ص 84 .